عبد الرحمن جامى
8
أشعة اللمعات ( فارسى )
لمعهء چهاردهم : در بيان تمايز قوس وجوب و امكان از يكديگر و تحقيق مقام قاب قوسين و بيان سرّ و باطن آنكه مقام أو أدنى است و تميز ميان ايشان 151 لمعهء پانزدهم : در بيان فعل محبّ چگونگى اضافت هر چيزى به او و تحقيق سعادت و شقاوت 157 لمعهء شانزدهم : در اشارات به مثالى كه به آن روشن گردد كه چگونه كثرت اشكال مختلفه ، در وحدت واحد حقيقى اثر نكند و در عين كثرت ، واحد به همان وحدت حقيقى خود باشد 163 لمعهء هفدهم : در بيان تنوّع تجلّيات معشوق و ترقّى عاشق در استعدادات به حسب آن تجلّيات و در تحقيق سخنانى كه اين طايفه در معنى استعداد گفتهاند و اشارت به بىنهايتى راه در سير فى اللّه 167 تمهيد 168 لمعهء هجدهم : در بيان سبب حركت عاشق و طلب او و تحقّق آن حركت و ترقّى او ابد الآبدين 179 لمعهء نوزدهم : در بيان فراخى حوصلهء عاشق و كمال سعت و تمامى قابليت او و تحقيق معنى قلب و بيان وحدت حقيقى 183 لمعهء بيستم : در بيان تقسيم صفات به وجودى و عدمى و اضافت صفات وجودى به معشوق و صفات عدمى به عاشق و تحقيق معنى فقر و بيان مراتبش و بيان " الفقر سواد الوجه فى الدارين " و ترجيح فقر بر غنا 187 لمعهء بيست و يكم : در بيان آنكه عاشق مىبايد كه از غرض پاك شود و طلب و ارادات خود را از ميان بردارد و به مراد معشوق نگرد اما ميان مرضى و نامرضى فرق كند 193 لمعهء بيست و دوم : در بيان سرّ تكليف عاشق سالك به اشتغال وى به صور افعال و اعمال ، از مجاهدات صورى و معنوى و احتجاب وى به آنها ، از شهود عين جمع كه بعدى كه مراد محبوب